Saturday, August 09, 2008

هیچ فکر نمی کردم مارشال برمن اینجوری باشه؛ یکی از برنامه های فستیوال ادبیات (با اینکه به نظرم ادبیات ترجمه غلطیه شاید) اینجا سخنرانی مارشال برمن بود که لحظه های آخر تصمیم گرفته بود موضوع صحبتش رو از شهر و مدرنیسم تغییر بده و بیشتر بر محور کتاب آخرش صحبت کرد و نیویورک؛ من ولی فکر نمی کردم اینطور کاراکتری داشته باشه؛ با لباس خیلی غیر رسمی اومده بود و با اینکه سخنرانی ش رو کامل از رو خوند، بخش سوال و جواب بسیار خودمونی داشت؛ به نظر من با سخنرانیش آدم رو به سفر می بره و اینقدر کد میاره از کتاب و فیلم و موسیقی که سخنرانیش جذاب تر میشه و جالب اینجاست که خیلی وقتها مکث می کرد که بپرسه چند نفر کتاب مورد نظر رو خوندن یا فیلم مورد نظر رو دیدن و توصیه میکرد چی خیلی خوندنیه یا نیست...؛
سخنرانی جالبی بود؛ روز خوبی بود اون روز

1 comment:

Bamdad said...

من هی می‌خوام کتاب «تجربه‌ی مدرنیته»ی این جناب برمن رو بخونم، هی نمی‌خونم.

خوش به حالت هم کلن به خاطر بودن در این فستیوال...