Wednesday, July 09, 2008


یک میلیون بوسه بر پوستم

باله خیلی دوست دارم... اصلا کلا تماشای رقص رو خیلی دوست دارم؛ از ترکیب موسیقی با فرمهای زیبای بدن آدم لذت می برم. دو سه روز پیش رفتیم باله ، اجرای باله ملی انگلیس. دو ساعت و نیم و سه گروه با سه اجرا؛ باخ، و مالر ؛ همه اجراهاش خوب بود؛ شروع یک بخشش به نام اتودها ، خیلی جالب بود: هر گروه با صدای یک ساز ارکستر باله می رقصیدند و انگار که فقط یک ساز رو دنبال می کنند؛ مجموعه اش شده بود ارکستری از باله...

چند تا اجرای دیگه اش هم خیلی خوب و دوست داشتنی بود؛ در مجموع چسبید. ولی جدای از اجرای باله که دیدیم؛ اصلا شب خوبی نبود اون شب...؛




مثلا به روی خودمم نمیارم که ایران موشک هاش رو امتحان کرده و همه دنیا به هم ریخته و کلی عکس العمل ایجاد کرده

2 comments:

Elmira said...

Cheghadr khoshhalam ke tasadofi ye sar inja zadam o didam updae kardi. in chiz haii ke az roozhaye oonjat minevisi ro kheyli doost daram. omidvaram edame dashte bashe :*

Nazly said...

merc Elmira joon. rastesh faghat etefaghaye khoob ro daram inja minevisam, sakhtia o badihash , vaghti ke hast, felan bayad bere jaye dige... sholoogh kari ha o roozmare jat haash...
az in tarafa nemiai? ba ham berim gardesh o injoor barnameha