Sunday, March 09, 2008

وبلاگ نوشتن یا ننوشتن...؛
مدتیه سرم خیلی با کار شلوغه، بدون استثنا هر شب دیر می رسم خونه و هر روز هر دقیقه رو نیاز دارم؛ فرصتی اگه می مونه رو همش ترجیح می دم دور از کامپیوتر بگذرونم؛ اینه که مدتهاست نه می رسم که وبلاگ بنویسم و نه بخونم. فکر می کردم وقتی بیایم این خونه و همه چیز روی روال بیافته می تونم برای خودم یک فرصت یکی دو ساعته در روز پیدا کنم برای اینترنت و وبلاگ... هنوز نشده؛ تا فرصتی پیدا میشه اینقدر کار هست که پرش کنه که به این نمی رسم... ؛
گاهی که به وبلاگ های دوستان و آشنایان سرک می کشم به خودم میگم که یک جای دلایل می لنگه؛ بعضی ها هم توی خونه کار میکنن و هم بیرون؛ حتی بچه هم دارن و باز اونقدر فرصت دارن که بنویسن و بنویسن و ...؛
این حرفها بهانه است حتما...،آره...، دل باید داد و انرژی باید گذاشت، که من فعلا هیچ کدومش رو خیلی ندارم...؛ ولی هنوز وبلاگستان و نوشتن رو دوست دارم؛ اونقدر که این وبلاگ رو نگه دارم و به نوشتن گاه گاهی فعلا بسنده کنم؛
راستی؛ عجب پست آخر وبلاگ نادر جالبه...؛

6 comments:

Sir Hermes Marana said...

از تنبلی بود که لینک نکردم همان جا. .ولی هست. بهشت زهرا را سرچ کنی دقیقن می رسی به همان جا

هدیه said...

ziyad negarane neveshtan nabash azizam, harvaght delet khast benevis, manam gahi oghat dochare in arezye tanbali dar neveshtan hastam , shayadam enghad roo zendegiye roozmare dar hale neveshtan hastam ke be blog ke mirese neveshtanam nemiyad! ....naghashiye Degas ro in baghal doos daram , entekhabe ghashangiye,,,

در گوش باد said...

سلام و درود
من حالا كه وقت دارم بشتر مي نويسم مي دونم بيام ايران ماهي يه پست هم نمي شه نوشت به هر حال پيروز باشي به كارهات برس

Noonoosh said...

خيلي قشنگ عروسي كردي .الان خوندم ..مباركه ووهمينطور خونه جديد

FarNice said...

نازلی جونم تولدت مبارک. با کلی آرزوهای خوب :*

نادر said...

از 9 مارس تا حالا می دونی چقدر گذشته؟ نمی خوای آپدیت کنی؟