Tuesday, May 25, 2004

آن ميم آخر خيلی مهم است. می دانی...؟ آن ميم آخر، لحظه ام را انگار، می سازد. به عنوان که نگاه میکنم، چشمم ناخودآگاه می جويدش. اگر باشد -که مدتيست هست- لحظه ام شاد می شود...
بار اولِ بودنش، حس غريب و شيرينی داشت. حالا اما مهم هم شده.

No comments: